اگر یک چیز را بخواهید از من قبول کنید این است که از قلب کسی به بیرون پرتاب شدن جزو سخت ترین چیزهای دنیاست .یعنی یک روز از خواب شیرین بیدار میشوید و میبینید که شتت دیگر جزو اولویت هایش نیستید .مثل این است که درحال میک زدن آبنبات پرتقالی آن را از دهانتان بیرون بکشند و مستقیم بیندازند در سطل .حس گیح شدن ،ناراحتی،عصبانیت .میخواهید داد بزنید بیا همانحایی که قبلن بودی و همانقدر دوستم داشته باش .اما اینجا که تو ایستادی خیلی دور شده از او .انگار حواست نبوده پا در قایقی گذاشته ای با امواج آرام دور شده ای .شاید بد نباشد .کسی چه میداند .برایش بوسه بفرستید و از آن نامه های درون بطری .منتظر جزیره های بعدی باشید .
از طرف نگار
+
تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 1:26 نويسنده نگار
|
به نظر من باید به هر دختر یکم غمگین بی اعتماد به نفسی یه دوست چاقتر و زشت تر تجویز کرد
+
تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 1:10 نويسنده نگار
|
اندر احوالات مزخرفی خابگا اینو بگم ک هم اتاقیم نمدونس گوگوش زنه .
+
تاريخ جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 9:51 نويسنده نگار
|