آیا زمان آن نرسیده است که این دریچه باز شود
باز ؛ باز ، باز
که آسمان ببارد
و مرد بر جنازه ی مُرده ی خویش زاری کنان نماز گزارد ؟
+ فروغ
چه دلِ خوشی داریم ما . بَ بَ . ب قول آترینا . :)
+ آدم باید ی وبلاگ داشته باشه بره توش ب عالم و آدم فُش بده بعد بیاد این یکی وبش از زیبایی های جهان خلقت بگه.
ما که نداریم البت.
باش.
ولی
کم باش !
در نتیجه "درک کردن" اصطلاح بیهوده ایه. و مزخرف. یه امید بیخود.
+ بَ رَ بَ بَ P:
کارگردان است دیگر ..
گاه دلش میگیرد . میترکاند . میکشد.
اصن به ما چه!
تو ی روز ده بار به مرز خودکشی میرسم و بی خیال میشم.اصن این چرخه قدمت چن ساله داره. ینی حدوداً از دوم سوم راهنمایی !!
بست فرند هیچ خری نیستم.
یه دونه عکس درست حسابی از خودم ندارم .
نهایت آرزوم اینه که یه روزی یکی از بلاگرای درست حسابی بشم :|
هرکیم نگام میکنه یا فک میکنم داره چکم میکنه یا بهم نظر داره یا داره مسخرم میکنه.
از همم متنفرم.
الان سه ماهیم میشه با رفقا بیرون میرون نرفتم.
یه جوریم هستم که حوصله دشوری رفتنم ندارم :/
تعطیلیامم با یه آبنبات چوبی قرمز و یه فیلم و یه بسته چیپسی شوکولاتی چیزی سر میکنم. تازه کلی شادم میشم. اصنم مهمونی نمیرم. فیسبوکم با هیشکی چت نمیکنم.
ینی دقیقا مثه آدمای افسرده.
تا حالام جیغ بنفش نکشیدم .اصن جیغ نکشیدم. البته بجز پیارسالا که با دختر دوست مامانم شمال سوار ی کوفتی شدیم تو شهر بازی که الان راستشو بخواید حس میکنم جزو معدود هیجانات زندگی من بوده .
بله... این طوریاس...باس خودمو به یه تیمارستان معرفی کنم. شمام نزدیک نشین خطر دارم :|
یه روز صب از خواب پا میشی و احساس میکنی نسبت به تموم آدما غریبه ای . دیگه موهاتو نمیبافی.چایی دم نمیکنی . خط لبتو تنظیم نمیکنی.به دختر دبستانیِ تو اتوبوس شکلات فندق دار نمیدی.از فروشنده تشکر نمیکنی.دیگه دلت نمیخواد تو سرما بستنی بخوری.نسبت به رابطه ی همکارت با اون دختره مو مشکی چشم آبی کنجکاو نمیشی. دیگه هیچ سریالی رو دنبال نمیکنی. دفتر خاطراتت خاک میخوره. شبا موهاتو شونه نمیکنی. قبل از خوابم به هیچی فکر نمیکنی. . .
+ عنوان : فروغ
که نگاهش کردی خونی شد . :)
دختر بودن از نظر من همون لحظه ایه که بچه گربه رو تو کوچه ببینی بپری کالباس بخری بدی بش :)
+هم دردی کنی با کسی که می دونی پاش برسه نابودت میکنه.
+ادبیات بخونی وختی سردرد داری.
+صب پاشی درس دوره کنی.
+ببینی رفیق فابریک قدیمیت به یه جایی رسیده محلت نمیذاره .(یا نمیزاره؟)(اصن من همیشه با این "ز"و"ذ" مشکل داشتم ..شِت..)
+داری کتاب میخونی بابات خر و پف کنه.اونم از اون خفناش.
+بهت الکی شک کنن .
+اس بده شارژ نداشته باشی جواب بدی .
+سفره پاک کردن ، جاروبرقی کشیدن و غیره :))
+این باباهای مدرسه که نمیزارن آدم بره یچی از سوپر مارکت بگیره زود بیاد.
اضافه کنید دیگه.
+ مینیمم ینی حداقل. نمیدونم درست باشه اینجا یا نه .
+ اه .. دیدی چی شد؟ یادم رف ریمل بزنم.
- حالا ول کن مهم نی.
+ چی چی مهم نی! من نصف خوشگلیم تو ریمله!
شما اون روی منُ ندیدید.
هیشکی ندیده.
راستش خودمم ندیدم!
فقط می دونم که هس .
میخواستم پیشنهاد کنم ایشون برن فروغ شناسی تدریس کنن اصن.
والا. منبع درآمدی هم هس. شاید فروغ سوم و چهارمم کشف کردن .
:|

+ چقزه خوبه :)
پس هستم !
میچاد یوخ.
اهمم.
:))
که فقط عصرای جمعه ـش دلگیر بود.
+ عنوان : فروغ
+انگار همین دیروز بود شقایق واسم یه قالب ساخت.. عزیزم الان زمستونه و چــــی؟ من بازم قالب جدید میخوام [آیکن نگار شرمگین ]
[آیکن نگارِ بچه پررو ] :))
که غم درون دیده ام ، چگونه قطره قطره آب میشود.
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود.
.
+ پالت محشره .
اگه بهشت نرم خیلی بی انصافی کرده.خدا.
شب یلدا و امتحان فیزیک .
مثلاً هندونه نخورده؟
در حضور دو تا مامان بزرگ با اخلاقای ت-خ-م-ی.
دوس داشتم فال بگیرم.
ینی گرفتم :) یجور خیلی بامزه ای ها . این داداش سمیرا نمدونم کلاس سومه چارمه چندمه خلاصه خیلی نمکه .
بزور واسم فال گرفته :)) در اومد که این روزها مبارکت باشه و همه چی آروم و این حرفا . نمدونم والا.
مگر اینکه داداش سمیر بیاد واسم فال بگیره.
بعدشم اینکه این بار قضیه داره کش میاد. این کشش قهرمانانه داره باعث میشه که خیلیارو بزارم کنار.جاشون همون گوشه ـست.که بعضی وقتا باهاشون یکم بخندم. که بیسکووییت تعارف کنم بهشون. بیشتر از این نمیشه روشون حساب کرد .