حتما شنیدید که بهترین و لذت بخش ترین چیزهای دنیا مجانی هستند. اما شده عمیقا به این جمله فکر کنید؟

بعد از دیدن فیلم جولی و جولیا بارها اشک توی چشم هام جمع شد و از خوشی لبخند زدم. شاید برای کسایی که لذت چیزهای کوچیک و ساده رو دقیقا متوجه نمیشن یکم این قضیه عجیب باشه. اما کی میتونه لذت چیزهای خیلی کوچیک رو رد کنه.کی میتونه لذت جادویی تا 9 شب توی تجریش بودن و خوردن یه بسته چیپس توی تاکسی در راه برگشت و صحبت کردن با بهترین دوستت که از قضا یارت هم هست رو انکار کنه. کی میتونه بگه لذت دویدن برای رسیدن به قطار و جا کردن خودتون توی مترو در حالیکه نفس نفس میزنین و دارین تقریبا از کمبود اکسیژن و خنده خفه میشین، لذت کمی ه؟بیایم از زندگی نخوایم که بی نقص باشه چون همه لذتش به ناقص بودن خیلی از چیزاییه که آرزو میکردیم کامل تر بودن.همونطور که قبلا اشاره کردم خنده های بعد از اشک ریختن معمولا خیلی مطلوب ترن:)

همه ی ما میخوایم از زندگی لذت ببریم و این غیرقابل انکاره. توی این فیلم من لذت رو توی تک تک لحظه ها حس میکردم.زمانی که جولیا پر از اشک و خستگی و حس ناتوانی میشد و اریک اون رو با حرفاش به زندگی برمیگردوند. و این چقدر شبیه زندگی های ماست. و این فقط مختص به آشپزی و چیزهای مربوط به اون نیست.این مربوط میشه به تمام چیزهایی که ما نسبت بهشون اشتیاق داریم و نیاز داریم این اشتیاق رو تا روز اخر عمرمون زنده نگه داریم. چون ما و رویاهامون رابطه مستقیم داریم.اونا رو زنده نگه میداریم تا خودمون زنده بمونیم..

اگر جولیا با پختن خرچنگ و کیک شکلاتی و خرید یه دسته سبزی تازه و بو کردنشون تو یه مغازه کوچیک کنار خونه اش عمیقا شادی رو حس میکنه، شاید ماهم بتونیم با خوردن فلافل دور میدون انقلاب یا جمع کردن کلکسیون برگای پاییزی یا کشف یه کوچه جدید که خونه های قشنگی داره، تو محله ای که تاحالا اسمشم نشنیده بودی یا هرچیز کوچیک لذت بخش دیگه ای که به طرز شگفت انگیزی رایگان هم هست، خودمونو به زندگی وصل کنیم.. 

 

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۷ساعت 14:34 نويسنده نگار |