مثلاً یه صبح جمعه بلند شم و پرده هارو بزنم کنار و نور بریزه کف اتاق . و من بشینم جلو آینه و از تو آینه به تو نگاه کنم و از دهن بازت خنده ـم بگیره. تو چشات نصفه نیمه باز شه و بهم نیگا کنی و بگی : ساعت چنده ؟

الکی بگم شیشُ نیمه دیرت شدآآ . تو ام عصبی پتو رو بزنی کنار و پاشی . 

یه لحظه مکث.. : مگه امروز جمعه نیس؟ "

: نـــــــــــه بابا بدو دیرت شد ."بعدم  بخندم و تو همینجوری نگام کنی .. 

همین :)


برچسب‌ها: خوش خوشان
+ تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ساعت 19:9 نويسنده نگار |