و از تجسم بیگانگیِ این همه صورت می ترسم .
( و من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست میدارد ، تنها هستم .. )
+ حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه میکشد ..
RSS