من از تصور بیهودگی این همه دست 

و از تجسم بیگانگیِ این همه صورت می ترسم .

( و من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست میدارد ، تنها هستم .. )

+ حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه میکشد ..


برچسب‌ها: فروغ جات
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 19:32 نويسنده نگار |