چی بگم آخه.

شب یلدا و امتحان فیزیک .

مثلاً هندونه نخورده؟

در حضور دو تا مامان بزرگ با اخلاقای ت-خ-م-ی.

دوس داشتم فال بگیرم. 

ینی گرفتم :) یجور خیلی بامزه ای ها . این داداش سمیرا نمدونم کلاس سومه چارمه چندمه خلاصه خیلی نمکه .

بزور واسم فال گرفته :)) در اومد که این روزها مبارکت باشه و همه چی آروم و این حرفا . نمدونم والا.

مگر اینکه داداش سمیر بیاد واسم فال بگیره. 

بعدشم اینکه این بار قضیه داره کش میاد. این کشش قهرمانانه داره باعث میشه که خیلیارو بزارم کنار.جاشون همون گوشه ـست.که بعضی وقتا باهاشون یکم بخندم. که بیسکووییت تعارف کنم بهشون. بیشتر از این نمیشه روشون حساب کرد .

                                 




برچسب‌ها: یادم نرود
+ تاريخ یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ساعت 22:18 نويسنده نگار |