یک: ما تو خونمون از این چراغ چیزیا ینی چشمیا داریم. منتها باید جلوش گنگمستایل برقصی تا روشن شه.


دو : من ی رفیقی داشتم . این بشر ابروهاشو صفا داده بود اما وسطش بکر بود لامصب :)) بش گفتم بابا بزن این بیلبیلک و خِلاااص ! گف نه فامیل حرف درمیاره . این حرفشو دقیقا اون شبی درک کردم که خونه مامانبزرگم دعوت بودیم. رو مبل نیم ساعت ِ اول داشتم باخودم کلنجار میرفتم که به درک ک کل دخترای فامیل با روسری و مانتو نشستن. به درک که احتمالا دارن تو آشپزخونه از من بد میگن. 


سه : اگه فک میکنین خیلی بدبختین ، دیگه از این فکرا نکنیدا. شما که دم خونتون دبستان دخترونه نیس. :|

+ تاريخ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:12 نويسنده نگار |