این دخدره که سوار شدم داشت یه لاک گهی رنگ میزد و ازم پرسید کی میرسیم گفدم سه ساعت دیگه یجوری نیگام کرد انگار دو ساعت و نیم  دیگه کلاس داره ،یجووری چپیده تو پنجره انگار قراره من بش تجاوز کنم.

+ تاريخ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 6:32 نويسنده نگار |