پسرها عاشق دخترهای سنگ دل میشوند .دخترهای سنگ دل زیبا .همان ملکه های برفی با دماغ های قلمی و چشم های کشیده قهوه ای سوخته که ناخن های فرنچ دارند و محل سگ به هیچکس نمیدهند و خوب بلدند لاس بزنند .ما که دماغ قلمی نداریم و کک و مک روی گونه هایمان بیداد میکند و پنیر زیاد میخوریم و گریه هم زیاد میکنیم .کسی قربان صدقه مان نمیرود و اضافه وزن داریم.ملکه قلب کسی نیستیم و تو نمیدانی اما ما از شکنجه ها زخمی هستیم و الکن از گفتن .تو اما نمیدانی گوشه های اتاق خیس شده .دنیا پرشده از روح هایی که نمیتوانم نزدیکشان بشوم .کدر و تاریک .نمیتوانم لمسشان کنم و این لعنتی ها دورند و من محتاج نزدیک شدن.دنبال کسی شبیه خودم میگردم.با همین اشک ها و اضافه وزن ها و دوری ها .
برچسبها:
خابگاه
+
تاريخ شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:26 نويسنده نگار
|