"لاک سبزآبی میزند.میگویم چه لاک سبز ابی خوش رنگی.میگوید فیروزه ای.حجم فرفری بالای سرش را محکم با کش مشکی بسته و پی ام های لاینش را تند و تند جواب میدهد و گاهی لبخند محوی میزند.چادرش را آویزان میکند .آهنگی پلی میکند و دراز میکشد و خوابش میبرد و صدای خرخرش میرود هوا.بین مرتضی پاشایی ها و یگانه ها یک دنگ شو مثل معجزه پیدایش میشود و میخواند : اما من دل بر نداشتم...غیر تو دلبر نداشتم... "

متن بالارو سال اول دانشگاه نوشته بودم. الان که توی آرشیوم پیداش کردم به معنای واقعی کلمه اهمیت وبلاگ نویسی و به صورت کلی نوشتن روزانه رو با گوشت و پوست و استخون درک کردم. این صحنه توی خابگاه، توی یه روز کاملن عادی اتفاق افتاده بود. و برای من خاص و قشنگ بود. چون اون آدم که هم اتاقیم هم بود علائقش قطعا دنگ شو نبوده و انگار اون آهنگ برای دل من پلی شده بود یا من اینطور تعبیر کرده بودم.. به هرحال اگر نمینوشتم اصلا یادم نمیموند :)

+ تاريخ یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:9 نويسنده نگار |